تبليغاتX
یک - 99- در ادامه‌ی ارزش اجتماعی انسان...

ترجیح دادم پاسخ کلی‌ام به نظرات خوانندگان درباره‌ی مطلب قبلی را برای تنویر افکار عمومی در اینجا بنویسم:

1) اول از همه این مطلب را برای خودم نوشتم تا بلکه آن تحرکی که باید ایجاد بشود، ایجاد بشود!

2) این حکایت دو جنبه دارد. یکی مثبت و دیگری منفی. بخش منفی‌اش مربوط به سیستمی است که جامعه روی افراد ارزش می‌گذارد که به مولفه‌های این ارزشگذاری و روش‌های وزن کشی! اجتماعی انتقاد و اعتراض دارم و فقط خواستم آن را به‌صورت خلاصه ابراز کنم. اما بخش مثبت آن در نقد توقعاتی است که داریم و انتظار داریم بدون کوشش برآورده شود. پدر، مادر اقوام و دوستان معمولن زیاد از ما تعریف می‌کنند که بچه‌ی ما فلان است و اینهمه استعداد دارد و غیره. و ما هم جوگیر می‌شویم و فکر می‌کنیم پایمان را که از خانه بیرون گذاشتیم، همه باید در برابرمان تعظیم کنند. مثل اینکه مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی کومون هستیم.(یک لحظه آهنگ مربوطه را در ذهنتان پخش کرده و بعد ادامه مطلب را بخوانید)

3) مهرداد خان! کوتوله پروری و نخبه‌کشی رسم دیرین این سرزمین بوده است و مربوط به دوره‌ی حاضر نیست و این پندهای حکیمانه نیز به نظرم برای همه‌ی زمان‌ها و مکان‌ها مناسب است! (شیخ فرازمانه را عشق است)

4) نسبت دادن آن موفقیت به این پیام به رسم مالوف زمانه از سر فرصت طلبی و برای دوختن کیسه برای موسسه‌مان بوده‌است والا درگوشی خدمتتان بگوییم این ما بودیم که از ایشان الگو گرفته و همان سال در کنکور قبول شدیم! (می‌دونم که صداقتم شما رو کشته)

5) وقتی یک صفحه مطلب می‌نویسم دو خط نظر نوشته می‌شود. وقتی دو خط مطلب می‌نویسم، یک صفحه نظر برایمان نوشته می‌شود. یادش به‌خیر ظریفی را گفتیم (یا او را ما را گفت) به جای اینکه دهانت را بازکنی و چشمانت را ببندی، دهانت را ببند و چشمانت را باز کن تا صداهای دیگران را نیز بشنوی.

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/12/04ساعت 15:23 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share