تبليغاتX
یک - 89- آیا از یک خانم زیبا باید خسارت گرفت؟

چندی پیش سوار تاکسی بودم و راننده اتفاق جالبی را برایم روایت کرد. وی که مرد خوش تیپ و پر سبیلی بود و یک پژو آردی تر و تمیز داشت می‌گفت که چند روز پیش از آن یک ماشین مدل بالا محکم از عقب به ماشینش کوبیده است. وی پس از پیاده شدن دیده که راننده‌ی آن یک خانم بسیار شیک و زیباست1 و در پاسخ وی که از مبلغ خسارت سوال کرده گفته است "مگه من می‌تونم از تو خسارت بگیرم". البته در برابر نگاه‌ ناباورانه‌ی من اعتراف کرد که این جمله و دیگر قربان صدقه‌ها را فقط در دلش گفته اما در نهایت دلش نیامده از او خسارت بگیرد و خداحافظی کرده و رفته است و همسر خودش  که درکنارش و در ماشین نشسته بوده را حسابی حرص داده است‌.

شاید این قضیه برای شما جالب توجه نباشد اما برای من خیلی جالب بود که چنان در برابر آن زن مسحور شده که زیان مالی‌اش را نادیده گرفته و رفته. نمی‌دانم ضعفش را باید نکوهش کنم یا حس قوی زیبایی شناسانه‌اش را تمجید؟

بازهم تاکسی و باز هم شیراز...

صبح روز تاسوعا عازم اصفهان بودم. بعد از اینکه در ساعت پنج صبح از همه‌ی تاکسی تلفنی‌ها قطع امید کردم و با اینکه خواندن این مطلب امیدی برای گیرآوردن تاکسی در آن وقت صبح و در شیراز برایم باقی نگذاشته بود، تصمیم گرفتم به امید ماشین‌های عبوری بزنم بیرون. بعد از مدت زیادی انتظار و پیاده روی در سرما بالاخره یک پژو من را سوار کرد و این در حالی بود که ده دقیقه بیشتر به زمان حرکت باقی نمانده نبود. اما از آن‌جا که آقای راننده قصد کرده بود حتمن برای صبحانه آش بخرد و آش را هم حتمن از مغازه‌ی مشهوری که می‌شناخت بخرد، به اتفاق ایشان اول به دنبال آش فروشی گشته و پس از اینکه آن را یافته و  ایشان حلیمش! را خرید به سمت ترمینال حرکت کردیم...

پی‌نوشت زرد:

۱- صحنه‌ی تعریف کردنش واقعن قشنگ و بامزه بود و چنان تعریف می‌کرد که...استغفرالله، یک لحظه یادمان رفت ما شیخیم!

پیوند مطلب در بالاترین

+ نوشته شده در یکشنبه 1387/10/29ساعت 0:12 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share