امروز میخواهم کمی دربارهی عنوانی که برای وبلاگم انتخاب کردهام بنویسم یعنی "یک". دربارهی این "یک" و آن "صفر" سزاوار است که صدها ساعت فکر شود. منظور از "یک"، فلسفهی کل نگر است و نگاه کردن به جهان با یک دید کل نگر. طبق عادتی دیرینهای که داریم و علم رایج نیز آنرا جا انداخته، نگاه ما به پدیدهها معمولا جزیی نگر است. اما در دیدگاه "کل نگر" (holistic view) به جای اینکه به جزییات توجه کنیم و برای شناخت یک پدیده آنرا به قسمتهای کوچک تبدیل کنیم تا از مطالعه رفتار قسمتهای کوچک به رفتار کل پدیده پی ببریم، کل پدیده یکجا و از بیرون نگریسته میشود و این مساله همان است که به زیبایی در داستان فیل از مولانا اشاره شده است. افرادی که در تاریکی به لمس کردن بخشهای مختلف یک فیل میپردازند و بعد تعریف هرکدام از فیل محدود به همان بخشی است که لمس کردهاند (یکی فیل را همانند چهار ستون دیده و دیگری که خرطوم آن را لمس کرده به گونه ای دیگر دیده و ...).
جا افتادن و رایج شدن دیدگاه جزء نگر عملا بر میگردد به کشفیات نیوتن و تحولات بزرگی که وی ایجاد کرد. نیوتن یک دیدگاه مکانیکی را عرضه و فرمولبندی کرد. بر اساس آنچه وی ارائه کرده، میتوان برای مطالعه یک سیستم آنرا به بخشهای کوچکتر تقسیم کرد و معادلات تعادل و حرکت را برای آن جزء سیستم بررسی کرد و سپس از کنار هم قرار دادن آنها از رفتار کل سیستم اطلاع پیدا کرد.( برای مثال میتوانیم قطعات مختلف یک دوچرخه را از هم جدا کرده ونیروهای وارد بر هر کدام را در نظر گرفته و با استفاده از روابط فیزیک مکانیک رفتار آن جزء را مطالعه کرد و سپس با کنار هم قرار دادن اجزاء و برقراری روابط تعادل رفتار دوچرخه را فهمید). نبوع وی تا آنجا بود که حتی ریاضیات لازم برای اثبات نظریاتش را نیز خودش ابداع کرد (حساب دیفرانسیل). بر این اساس اگر وضعیت یک سیستم را در این لحظه دقیقا بدانیم میتوانیم وضعیت آنرا در گذشته و یا آینده با دقت گزارش کنیم. مثلا اگر بدانیم دوچرخه الان با چه سرعتی در حال حرکت است میتوانیم بگوییم که یکساعت پیش کجا بوده و یا یک ساعت دیگر در کجا خواهد بود. پس اگر بتوانیم تمام اجزاء این جهان را دقیقا مطالعه کنیم و وضعیت آنها را بدانیم میتوانیم آینده را نیز پیشگویی کنیم. دقت علمی که نظریات وی داشت و پشتوانهی قوی ریاضیات باعث شد تمام عرضههای علمی از فلسفه گرفته تا پزشکی تحت اثر این نظریات قرار بگیرد.
دربارهی ابعاد این اثرگذاری بعدا کمی بیشتر صحبت خواهم کرد. اما با پیشرفتهای علمی که انجام شد و ظهور فیزیک کوانتوم، نظریات نیوتن به چالش جدی کشیده شد و نشان داده شد که نظریات وی در ابعاد ریز (میکروسکوپی) اعتباری ندارند. در برابر دیدگاه مکانیکی و ماشینی نیوتن به دنیا، فیزیک کوانتوم دیدگاهی دیگر را بنا مینهد و از دیدی کل نگرانه به دنیا نگاه میکند. در دیدگاه مکانیکی وجود یا عدم وجود ناظر اثری در وقوه پدیدهها ندارد و برای مثال این دنیا چه ما انسانها باشیم و چه نباشیم همین شکل و ساختار را دارد. در حالیکه در دیدگاه کوانتومی وقوع پدیدهها کاملا وابسته به ناظر است. و در بستر این فیزیک پیشگویی آینده "امکان ندارد" هرچند میتوان احتمال وقوع پدیدهها را بررسی کرد.