تبليغاتX
یک - تردد ممنوع...شما انسان نیستید

چند روزی‌است پارچه نوشته‌هایی بزرگ در مورد طرح طرد اتباع بیگانه در مکان‌های مختلفی در سطح شهر نصب شده و هر روز چشممان را نوازش می‌کند. در آن‌ها درباره‌ی مجازات  کسانیکه به اتباع بیگانه پناه می‌دهند یا کار می‌دهند نوشته شده‌است. از جمله اینکه اگر کسی آن‌ها را سوار ماشینش کرد فلان قدر جریمه سنگین دارد و از این حرف‌ها.

خوب خیلی خوشحال شدم. یادم افتاد که در این چند سال گذشته چه جنایت‌های عظیمی که این افغانی‌ها مرتکب نشدند. مثلا بیجه که آن‌همه بچه را به طرز فجیعی کشت، سعید حنایی که در مشهد زن‌ها را برای رضای خدا می‌کشت، قتل‌های کرمان و ده‌ها و صدها مورد دیگر که در صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها هست...هان؟ چی‌گفتید؟ گفتید آن‌ها افغانی نبودند؟

ببخشید، الان یادم آمد که عاملان این‌ها بخشی از هموطنان تحقیر شده‌ی ما بودند. هموطنانی که از بچه‌گی به جای اینکه مسایلشان حل شود صورت مساله‌هایشان پاک شده بود تا در آستانه‌ی جوانی یا میانسالی کوله‌باری از مساله‌های پاک شده یک‌هو بروز کند و اُبُر مساله‌ها را ایجاد کند.

پس فرمودید افغانی‌ها جنایت نکردند. باشد، از این یکی می‌گذرم. اما هنوز جا برای خوشحالی هست. می‌دانید با رفتن این‌همه افغانی معضل بیکاری که دست‌کم حل می‌شود. الان این‌همه دکتر مهندس بیکار داریم که این افغانی‌ها جایشان را گرفته‌اند و شکر خدا با درایت مسولان و اخراج حقارت بار ایشان مشکل اشتغالمان هم حل شد.

اینم نشد؟ تحلیلم اشتباه بود؟ باور کنید تقصیر من نیست. خواستم یک لحظه خودم را جای مدیران عالی مقام بگذارم و همانند ایشان سطح بالا فکر کنم.

میان پرده- همیشه به کارخانه که می‌رفتند یکی دو کارگر افغانی از شیراز می‌بردند. ایندفعه که من همراهشان بودم گفتند از نیروهای محلی استفاده کنیم تا خیری هم به ایشان برسد. به شهر نزدیک کارخانه که رسیدیم سراغ میدانی که کارگران در آن جمع می‌شوند رفتیم. تعداد زیادی آن‌جا بودند. یکی‌شان می‌خواست از بعد از ظهر برود عروسی و کار کوچک و آسان می‌خواست. یکیشان می‌گفت کار سخت است نمی‌آیم. خلاصه هرکس چیزی گفت و نیامد. ظاهرا مزاحم سیگار کشیدن و خاطره تعریف کردنشان شده بودیم. عذرخواهی کردیم و رفتیم.

نتیجه میان‌پرده- وقتی رقابت نباشد حاصلش این می‌شود که ایران خودرو و سایپا و ... هر بنجلی را به هر قیمتی خواستند به مردم بفروشند و منتی هم بر سرشان بگذارند. ربطش به بحث را خودتان پیدا کنید.

من با افغانی‌ها زیاد سر و کار داشته‌ام. اینکه اتباع خارجی حضورشان باید قانونمند و با نظارت باشد هم قبول دارم. اما تحقیر انسان‌ها را قبول ندارم. اینکه ارزشی حتی کمتر از حیوان هم برایشان قایل نشویم. واقعا برخوردهایی که هنگام جمع آوری افغان‌ها می‌شود زننده و مشمئز کننده است. با جدیت تمام بذر کینه و نفرت را دل مردم همسایه‌مان می‌کاریم. به جای تشویق ایشان به فراگیری زبان فارسی و فراهم کردن امکان تحصیل و جذبشان در فرهنگ ایرانی، آن‌ها را فراری و از خود دور می‌کنیم. البته این‌ها همه‌اش به مسولین مربوط نمی‌شود. خوب وقتی ما خودمان را افتاده از دماغ فیل می‌دانیم و به بقیه فقط به خاطر اینکه ظاهرشان یا رفتارشان با آنچه ما خیال می‌کنیم خوب و درست است تفاوت دارد با دید تحقیرآمیز نگاه می‌کنیم.

... در همین خیال‌ها بودم که یک بنده خدایی رسید و گفت: دلم برای خوش خیالی‌ات می‌سوزد. سال‌هاست طرح طرد اتباع خودی (و ایضا تبدیل خودی‌ها به غیرخودی و نخودی) دارد اجرا می‌شود حالا تو یک کاره اومدی درباره‌ی بیگانه‌ها می‌نویسی. سال‌هاست خودی‌ها هم در اثر رفتارهای پر از کینه و ریا و تزویر از فرهنگ خودمان دور می‌شوند و ما هم نامش را تهاجم فرهنگی (لابد تهاجم فرهنگی خودمان به خودمان) گذاشتیم حالا تو داری از جذب دیگران حرف می‌زنی؟

بعدش یکی دیگه از راه رسید گفت: دیگه خوابت میاد، برو بخواب که خیلی داری پرت و پلا می‌گی.
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/05/22ساعت 2:19 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share