تبليغاتX
یک - چرا گل‌آقا دیگر منتشر نشد؟

همانطور که می‌دانید هفته‌نامه گل‌آقا حدود چند سال پیش۱ و با تصمیم خود‌ِ گل‌آقا انتشارش متوقف شد و این در حالی بود که موسسه گل‌آقا مشکلات مادی برای انتشار نداشت و دیگر نشریات این موسسه همچنان تا چند وقت پیش چاپ می‌شدند. البته اگر با دیدن عنوان این مطلب فکر کرده‌اید که جواب این سوال را در متن پیدا می‌کنید باید بگویم که سخت در اشتباهید و من خودم نیز جوابش را نمی‌دانم! نه اینکه فکر کنید می‌خواستم شما را سرکار بگذارم، نه! فقط خواستم از آخرین تکنولوژی‌ ژورنالیستی روز برای جلب توجه استفاده کنم (البته سرکار گذاشتن مردم می‌تواند دلایل دیگری هم داشته باشد از جمله دلایل امنیتی، اگر پی‌گیر اخبار روز هستید و به ویژه شیرازی هم هستید که منظورم را می‌فهمید و اگر هم نفهمیدید اشکال ندارد و مشکلی برای خواندن ادامه مطلب ایجاد نمی‌شود).

خب برگردیم سر بحث اصلی. گل‌آقا زمانی تعطیل شد که بار فعالیت سیاسی احزابی که وجود نداشتند بر عهده‌ی مطبوعات افتاده بود و  در فضای دو قطبی شده‌ی مطبوعات، جناح چپ و  راست به یکدیگر می‌تاختند. در یادداشت‌های یک روزنامه‌گار خواندم که گل‌آقا در شرایطی قرار گرفته بود که باید به یکی از دو سو کشیده می‌شد و زیر فشار زیادی قرار گرفته‌بود. اما چون موضعگیری رسمی از سوی گردانندگان گل‌آقا اعلام نشده اینگونه اظهار نظرها را باید در حد گمانه زنی در نظر گرفت.

اما من بنا بر حسی که در آن دوران تجربه کردم حرف دیگری نیز دارم. جذابیت طنز انتقادی گل‌آقا در این بود که در فضای بسته‌ای که وجود داشت و حتی به راحتی نمی‌شد از یک مدیر دست چندم انتقاد کرد چه برسد به رییس جمهور که در جایگاهی تقدیس شده نشسته بود (به‌صورت مشخص دوران آقای هاشمی را می‌گویم)، خواندن انتقادات و نیش‌های گل‌آقایی بسیار دلنشین بود. یا بهتر است بگویم دل آدم را حسابی خنک می‌کرد (به خاطر همین مطالب انتقادی که در آن فضای بسته نوشته می‌شد برخی از همراهان قافله‌ی "همیشه بدبینان" به گل‌آقا می‌گفتند سوپاپ اطمینان۲). اما پس از دوم خرداد و فضای شدیدا بازی که در مطبوعات ایجاد شده بود دیگر جذابیت‌های این طنز برای من کمتر شده بود زیرا مطبوعات با صراحت و شفافیت هر چه تمام و با سرعت در حال شکستن خط قرمز‌ها بودند (در اینجا بحثی درباره‌ی درست یا غلط بودن این رویه ندارم) و دیگر مطالب غیرمستقیمی که در قالب ایهام و دیگر روش‌های غیرمستقیم بیان می‌شدند برایم جذابیت نداشتند.

گواینکه پرورش دهنده‌ی ادبیات و شعر همین فضاهای بسته و محدودی بوده که در طول تاریخ برای اهل ذوق و هنر ایجاد شده بوده و گریز آن‌ها از صراحت به استعاره و تمثیل باعث ایجاد آثاری بس بدیع و شورانگیز شده‌است. مسعود بهنود در کتاب "275 روز بازرگان" در فصلی به نام "هنر و ادب در مرخصی" به زیبایی به بررسی تاریخی این پدیده می‌پردازد و نشان می‌دهد که در دو دوره، یکی از پس از سقوط رضاخان و دیگری سال اول پس از پیروزی انقلاب که ناگهان آزادی بیان شدید و بی حد و حصری ایجاد شده بود چگونه هنر و ادب دوران بی‌فروغی را پشت سر گذاشتند:

"دیری نگذشت که واقعیتی آشکار شد. این واقعیت را مطبوعات آزاد آن دوران نمایش دادند. وقتی شاعران، ادیبان و نویسندگان همه به نوشتن مقالات سیاسی رو آوردند و شعر روز، اشعاری در وصف انتقام، تفنگ و گلوله شد و جای تمثیل و ایهام و کنایه نبود، آثاری چنان خلق نشد که تصور می‌رفت. محققی نوشت:"روشنفکران ایران، در قرون و اعصار همواره از بیم قدرت حاکم و شریکانش دست به دامان ایهام و تمثیل بودند و دیوان شاعران متقدم دفتر رمز تاریخ ایران است که به روشنفکران معاصر رسیده است..."".

پی نوشت‌ها:

1- این حدودش را گفتم تا خدایی نکرده کسی فکر نکند جریان مربوط به ماقبل تاریخ است.

2- جالب است که بعدا همین قافله بعدا به خاتمی هم گفتند سوپاپ اطمینان. یادم می‌آید یکبار گل‌آقا در پاسخ کسی که به او گفته بود سوپاپ اطمینان به عنوان دلیل در رد این حرف گفته بود که سوپاپ را در جایی می‌گذارند که بخار وجود داشته باشد!

+ نوشته شده در جمعه 1387/02/27ساعت 1:16 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share