پیش بعضیعا که می نشینی مدام انرژی می گیری و احساس می کنی زندگی چه شیرین است و چقدر جای پیشرفت داری, اما برعکس برخی آینه دق هستند و مرتب ضعف و نا امیدی را به تو منتقل می کنند. مرتب می نالند از اینکه چقدر زندگیشان سخت است و هیچکس به اندازه آنها زحمت نمی کشد و فلان و بهمان. اگر آدم معاشرتش را با این دسته کنترل نکند کم کم و به صورت ناخودگاه مثل خودشان می شود.
جمله ای خواندم از شاعر بزرگوار مرحوم مجتبا کاشانی که می گفت انسانها یا بالنده هستند یا نالنده.
این جمله همیشه توی ذهنم هست و همیشه سعی می کنم در هنگام صحبت و یا فکر کردن به زندگی بسنجم که الان با این حرف و یا این فکر در کدام مسیر قرار می گیرم.
به نظرم انسان در هر لحظه از زندگی و در هنگام رویارویی با چالشهایی که پیش می آید می تواند خودش انتخاب کند:
-شاد باشد و در مسیر رشد و کمال پیش برود یا غمگین باشد و در جا بزند و دل خوش کند به همدردیهای ترحم آمیز دیگران.
البته غر زدن و مدام ناله کردن از شرایط فرق می کند با داشتن نگاه انتقادی و نرفتن زیر بار شرایط تحمیلی.
داشتن تفکر انتقادی و زود باور نبودن و اسیر هاله های تقدس خودساخته نشدن خود بخش مهمی از رشد است.
آرزو دارم بتوانم همیشه برای خودم و برای اطرافیانم نوید بخش امید و تحرک باشم نه بلندگوی ضعف و ناله...