تبليغاتX
یک - ۱۳۰- گرمای نیمروز و آفتاب تموز، لحظه‌ی تحویل سال و آداب نوروز

امسال هوا خیلی گرم شده و چنین گرمایی در نوروز بی‌سابقه است. پارسال این موقع یک دنیا امید بودیم و امسال... نا امید نیستیم اما تردیدها زیادند...

به هر حال امسال تبریک و شادباش نوروزی در وبلاگ نداریم، از دفتر شیخ هم اطلاع دادند که برای نوروز پیغام نخواهند داد، در ضمن به هیچ پیامک تبریک هم پاسخ نخواهیم داد. پیشاپیش گفته باشیم دوستان دلخور نشوند. دلیلش هم یکی اینکه با مخابرات حال نمی‌کنیم، بقیه‌اش هم قابل گفتن نیست!

اما همه‌ی اینهایی که گفتیم و خیلی چیزهای دیگر که نگفتیم باعث نمی‌شود که هنگام تحویل سال دست به دعا بر نداریم و از امیدهایمان نگوییم...

خدایا...

سال جدید را برای ما و برای این سرزمین و مردمانش سالی شاد قرار بده، برکت را به سفره‌ها ارزانی کن، و  ما را از شر دروغ و فساد در امان بدار...

پروردگارا...

کمکمان کن تا تعصب بر باورهای خوب ذهنمان را نبندد تا همواره در مسیر رشد و تکاملی که در آن قدم بر می‌داریم بتوانیم به باورهای خوب‌تر و ناب‌تر برسیم.

یا رحیم...

داغ شقایقها را دریاب

ای دگرگون کننده‌ی قلبها و چشمها...

کمکمان کن تا ببینیم، بفهمیم و حس کنیم معنای انسانیت را، تا درک کنیم ارزش آنرا و حق زندگی، حق بهره‌مندی، حق شادی و حق بودن را فقط منحصر به هم کیشان و هم مسلکان خود ندانیم.

خدایا، اگه حال کردی اجابت کن.

در ضمن خدایا خودت شاهدی که در حق دشمنانم نفرین نکردم. گفتم شاید آنها هم ما را نفرین کنند و از آنجا که نمی‌دانم دعای کدام طرف را اجابت می‌کنی ترجیح دادم سکوت کنم.

***

و اما برسیم به قسمت دوم از برنامه.

پارسال مطلبی نوشتم با عنوان نوروزنامه‌ی کوچه‌ی ۳۷ و در آن توضیح دادم که چگونه در دل یک کلانشهر ملت به‌شکل قبیله‌ای به عید دیدنی رفته و چونان یک گلوله برف به منزل اقوامی که سر راهشان هست سرازیر می‌شوند.

در اینگونه عید دیدنی‌ها که یکهو حدود سی‌نفر مهمان تشریف می‌آورند مساله‌ی پذیرایی بسیار حساس می‌شود.البته شیرینی و میوه را می‌شود روی میز پذیرایی و یا همان نزدیکی‌ها گذاشت تا نیاز به سعی صفا و مروه‌ی پذیرایی-آشپرخانه نباشد.

اگر هم میوه‌ها از نوع پر آب باشند کار کمی راحت‌است و لازم نیست مرتب بشقاب جدید آورده شود و می‌توان میوه‌های بشقاب مهمان قبلی یا قدیمی‌تر را پشت به مهمانان خالی کرد و یا دستی به سر و روی آن کشید و جلوی مهمان جدید گذاشت (معمولن میوه‌هایی که خیلی آب دارند در مهمانی‌های کوتاه مدت خورده نمی‌شوند!).

اما مساله‌ی اصلی به چایی مربوط می‌شود. وقتی مهمان جدید وارد می‌شود باید برایش چای آورد. اما برای مهمان قدیمی دیگر چای آورده نمی‌شود مگر در صورت درخواست یا شرایط دیگر که در ادامه توضیح داده می‌شود (دقت شود که این توضیحات مربوط به همان مهمانی‌های بزرگ گلوله برفی می‌شود که گفتم).

خوب حالا اگر مهمانان جدید همگی کنار هم نشسته باشند که مشکل حل است و شما بدون نگاه کردن در چشم قدیمی‌ها سینی را مستقیم جلوی ایشان برده و تعارف می‌کنید. اما اگر هنگام نشستن بُر خورده‌اند  و هر کدام در جایی میان قبلی‌ها نشسته‌اند، پس از تعارف به مهمان جدید به مهمان قدیمی که در کنار وی نشسته نیز تعارف کنید، اما سینی را کاملن بالا بگیرید و تا گفت خیلی ممنون اصرار نکنید و به سمت نفر بعدی بروید.

اگر خودتان هم می‌خواهید چایی بخورید بهتر است همزمان با یک سری از مهمانان باشد. در ضمن چایی خودتان را نیز در همان نوع استکانی بریزید که برای مهمانها چای ریخته‌اید. اگر برای سرعت بخشیدن به کار و کاهش الگوی مصرف، چای مهمانان را در استکانهای کمر باریک (همانها که در کنار منقل بزرگان استفاده می‌شود) ریخته‌اید لطفن همان بشکه‌ای که خودتان هر روز در آن چای می‌خورید را به دست نگیرید. البته اگر جزو جماعت ذکور هستید رعایت این موارد زیاد الزامی ندارد. چون زنها می‌گویند شعور ما مردها به این چیزها نمی‌رسد و از آنجا که ما اینگونه راحت‌تریم این توهین را با کمال میل می‌پذیریم.

و اما می‌رسیم به ادامه‌ی ماجرا، با زیادتر شدن مهمانان و افزایش رفت و آمدها، یک مشکل به مشکلات قبلی اضافه می‌شود و آن اینست که حساب چای خورده‌ها و چای نخورده‌ها از دست آدم در می‌رود. البته در میانه‌ی مهمانی یک چایی دوم هم آورده می‌شود و در نتیجه باید حساب تک چایی‌ها و آنهایی که هر دو چایشان را خورده‌اند نیز نگه دارید.

و اما فاز دیگری از مساله به این برمی‌گردد که آیا چای جدید را باید در استکانهای قبلی ریخت و یا استکان جدید استفاده کرد. اگر تعداد مهمانان کم باشد و شرایط اجازه دهد می‌توان به راحتی با آوردن قوری یا فلاسک در همانجا استکانها را پر کرد. البته اگر استکان قبلی کاملن خالی نباشد می‌توان با بردن و خالی کردنش یک ابراز احترام حسابی به مهمان کرد. شاید هم در اثر آن مانند شبلی یک شاه لحاف گیر آدم بیاید. راه دیگر هم این است که استکانها را نشان کرده و به آشپزخانه ببرید و آنجا پرکنید. اگر هم یادتان رفت کدامش مال چه کسی بوده اشکالی ندارد! (به قول اصفهانی‌ها طوری نیس)

حال اگر تعداد مهمانها زیاد باشد این تجدید چای مقداری بغرنج می‌شود. اگر بخواهید از استکان جدید استفاده کنید به زودی استکانهای خانه ته می‌کشد و ممکن است فرصتی برای شستن آنها نباشد. اگر هم بخواهید منبع تغذیه را به پذیرایی ببرید ممکن است افرادی که نوبتشان نیست نیز استکانشان را بالا بگیرند و آنوقت چایی به همه نرسد. در این شرایط باید قبلن استکان کسانی که به حد نصاب مصرف رسیده‌اند را جمع کنید.

اگر شما نیز راهکارهایی برای مدیریت اینگونه مهمانی‌ها به ویژه در امر چای دارید لطفن ما را بی‌بهره نگذارید.

از طولانی شدن مطلب نیز پوزش می‌خواهم، اما چند روزی نیستم و خواستم چراغ اینجا شب عیدی خاموش نماند.

یه جور تبصره:

عزیزان مزاح کردیم و از حضور مهمانان در منزلمان بسیار شاد می‌شویم و خدمت به ایشان را با کمال مسرت انجام می‌دهیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/12/27ساعت 3:20 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share