دو یا سه سال پیش بود که از طرف وزارت علوم و طی تبلیغات فراوان اعلام کردند که از آن سال دیگر بن کتاب به دانشجویان داده نمیشود و به جای آن بن الکترونیکی توزیع میشود. برنامهی بنهای الکترونیکی هم این بود که در ابتدا دانشجو بیست هزار تومان پول میداد و دولت نیز ۲۰۰۰۰ تومان دیگر در کارت میریخت و بدین ترتیب عملن دانشجویان از تخفیف پنجاه درصدی و بلکه بیشتر بهره میبردند. ما هم که هیچوقت پول از کتاب خریدن زیاد نمیآوریم خوشحال شدیم و از آنجا که در و دیوار دانشگاه را از آگهیهای ثبت نام برای این بن پر کرده بودند به امور دانشجویی مراجعه کرده و با پرداخت بیست هزار تومان یک عدد بن الکترونیکی تحویل گرفتیم. در همان ابتدا گفتند که هنوز ۲۰۰۰۰ تومان بعدی واریز نشده و به زودی به کارتتان واریز میشود. ما هم با خیال خوش در نمایشگاه کتاب به خریدن کتابهای گران قیمتی که ممکن بود در شرایط عادی به هیچ وجه آنها را نخریم مبادرت کردیم. اما اکنون بعد از گذشت چند سال هنوز پولی به کارت بینوای ما وریز نشده است. بعد از آن در و دیوارهای دانشگاه پر شد از اینکه امور دانشجویی در برابر واریز نشدن مابقی مبلغ بن هیچ اطلاع و مسولیتی ندارد و دانشجویان مزاحم نشوند!
بعد از این سوزشی که بدینوسیله بر ما عارض شد به خاطرم آمد که چند سال پیش موسسهای با نام کارت کتاب ایران که زیرمجموعهی "سروش" بود طرحی با نام کارت کتاب ایجاد کرد که امکان خرید اعتباری و قسطی کتاب را فراهم میکرد. بندهی خوش باور نیز ۵۰۰۰ تومان برای ثبت نام واریز کردم. اما نه کارتی گیرمان آمد و نه خری و نه حتا بزغاله ای. وقتی هم پیگیری کردم آنقدر بیادبانه و زشت برخورد کردند و ما را به اینجا و آنجا پاس دادند که دیدم پول تلفن و پیگیری بیشتر از ۵۰۰۰ تومان میشود.
نه اینکه از این چیزها ناراحت باشمها، نه! چون وقتی دوستم را اینروزها که میبینم که با وجود داشتن یک بچهی یک ساله و بهصورت کاملن غیرقانونی وی را برای خدمت وظیفه به یک شهر دور انداختهاند دیگر این مسایل به چشمم نمیآید، ولی در عوض اشتیاق ملت به خدمت را به خوبی درک میکنم.
فکر بد نکنیدها، اینها که مینویسم از سر نارضایتی نیست، اصولن ما غلط بکنیم ناراضی باشیم.
پینوشت بیربط:
نمیدانم آنهایی که در شرکتهایی هرمی مانند گلدکوییست و امثالهم کلاه سرشان میرود چه حسی دارند؟