تبليغاتX
یک - ۱۲۳- دلیل تاخیر من: چند زن

مدت زیادی تاخیر در نوشتن مطلب داشتم که به خاطر آن از دوستان عزیز و خوانندگان عذرخواهی می‌کنم. "خاکستری" عزیز در نظرات مربوط به مطلب قبلی تذکر به‌جایی درباره‌ی تعهد صاحب وبلاگ به خواننده‌گانش داده بودند که کاملن قبول دارم. وقتی حضور و محبت دوستان را می‌بینم و همچنین فهرست مشترکین را، قطعن تعهدی درباره‌ی به روز نگه داشتن مطالب وبلاگ حس می‌کنم. به قول زمستان وبلاگی که به روز نشود مانند زنبور بی‌عسل است، یا به قول عده‌ای دیگر همانند اسلام بدون روحانیت!

و اما می‌رسیم به دلیل تاخیرها. از آنجا که بسیاری از دوستان در جریان متاهل شدن بنده قرارگرفتند این تاخیرها را به وارد شدن یک زن در زندگیم نسبت دادند که در کل زیاد درست نیست. زیرا دلیل این تاخیر نه یک زن که چند زن بوده‌اند. البته سوتفاهم نشود بنده نه تنبانم دوتا شده و نه اصولن جدم این‌ کاره بوده‌است. در این دو ماه اخیر به شدت مشغول انجام امور فارغ التحصیلی از دانشگاه بودم. اما زنان محترمی که در این تاخیر صاحب تقصیر بودند به شرح زیر هستند:

- آن خانم محترمی که در حساس‌ترین لحظه‌ی زمانی که باید نامه‌ی بنده را تایپ می‌کردند جایگاه خویش را ترک کرده و برای خرید به تعاونی رفته‌بودند (هرچند یواشکی پشت کامپیوترشان رفته و بخشی از کارم را انجام دادم).

- آن خانم بزرگواری که قراربود مشکل اینترنتی بخش فارغ التحصیلی را حل کنند اما بدون اطلاع من رمز ورود بنده را تغییر داده و من را مجبور کردند که مراحل قبلی را یک بار دیگر از اول انجام دهم.

-آن خانم خوش اخلاقی که قراربود با یک کلیک کوچک در کامپیوتر نمره‌های بنده را ثبت کنند اما هروقت به ایشان مراجعه می‌کردیم می‌گفتند باید بعد از ظهر بیایی و تنها بعد از اینکه کمی با همکارانشان که در حال تعریف خاطره‌ی مهمانی دیشب برای یکدیگر بودند بد اخلاقی کردیم کارمان انجام شد.

-آن خانم بسیار مهربان که مسول امورپایان‌نامه‌ها هستند و از آنجایی که از دیدار مکرر دانشجویان خوشحال می‌شوند، هرکدام از ایرادها را فقط در یکی از مراجعات تذکر می‌دهند و در هربار مراجعه یک بند جدید یا قانون جدید رو می‌کنند تا دانشجو سورپرایز شود!

تذکر مهم: این مطلب را از روی قصد در همین امشب نوشتم تا دوستان اغتشاشگری که ممکن است تحت تاثیر القائات شیطانی قرارگرفته و فردا به مناسبت ۱۶ آذر از خانه بیرون بروند سرگرم شده و ذهنشان به جای دیگری معطوف شود. باور کنید برای انجام این عمل خداپسندانه هیچگونه پولی نگرفته‌ام!

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/16ساعت 0:15 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share