یادش به خیر! توالتهای دانشگاه هم برای خودش عالمی داشت.
دیوارهایش تبدیل شده بود به محلی برای تضارب آرا و بحث و گفتگوی آزاد. البته شعار
نویسی در دیوار توالتهای عمومی سابقهای قدیمیتر دارد. اما توالتهای دانشگاه
ویژگیهای خاص خودش را داشت. چون محل ثابتی بود و برخلاف سرویسهای بهداشتی عمومی
که افراد بهصورت گذری از آن استفاده میکنند، در اینجا افراد مرتب سر میزدند و
بحثها را پیگیری میکردند!
" خدا لعنت کند هر چی استاد... است، همهی دخترها فقط
برای ... خوب هستند، خاک بر سرت، مگر خودت خواهر مادر نداری، بادی که در دل ماست
هدیه به...، عشق یعنی ..ز من، دخترها همه دروغ گو هستند، خاک بر سرتان که اینجا
چیز مینویسید، خاک بر سر مملکتی که حرفهای مردم در دیوار خلا نوشته شود، بیشعور
به جای اینکه بشینی اینجا چیز بنویسی زود بیا بیرون ملت منتظرن،..."
علاوه بر این جملات قصار البته طراحهای گرافیکی مختلفی نیز
بر دیوارها نقش بسته بود. حیف که آن موقعها موبایل نداشتم تا عکس بگیرم. البته
خوب اگر هم عکس گرفته بودم به دلایل اخلاقی نمیتوانستم آنها را منتشر کنم.
این فرنگیها هم دلشان خوش است. همین مستراحها پدر جد BBS و
وبلاگ و انجمنهای اینترنتی بوده اند. و البته اینجاست که انسان به اهمیت فناوری
با ارزشی مانند وبلاگ پی میبرد. چونکه اینجا بعد از اینکه مطلب هرکس را خواندنی
میتوانی به راحتی و با سرعت برایش جواب بنویسی و یا جوابهای دیگران را ببینی.
ولی در توالتها این امکان به راحتی وجود نداشت. چون نویسنده حتما باید به همان
چشمهای (میگویند واحد شمارش مستراح چشمه هست!) میرفت که در آن پیام گذاشته بود
که خوب کار راحتی نبود. چون بیشتر وقتها باید در صف میایستادی و گزینههای زیادی
برای انتخاب وجود نداشت. با این حال ارادهی برخی در نشر افکارشان واقعا تحسین
برانگیز بود. بحثهایی را سراغ داشتم که تا 5 یا 6 بار جواب رد و بدل شده بود. فقط
مشکلی که وجود داشت کمبود جا بود. مثلا در پستهای آخر طرف جا کم آورده بود و با
فلش محل دیگری از دیوار را نشان داده بود و پاسخش را آنجا نوشته بود. آنوقت آدم
مجبور میشد همینطور کلهاش را در اطراف بچرخاند تا بتواند مطالب را بخواند که انجام
این کار در حالت نشسته واقعا بدجوری تعادل آدم را به هم میزد! و حال شما هم حسابی
به خورده است. به هرحال اینها را گفتم تا قدر امکاناتی که دارید را بیشتر بدانید و
اینهمه اعتراض نکنید. پس خدا را شکر میکنیم که وبلاگها را آفرید تا دیگر مجبور
نباشیم در محیط نه چندان مطبوع مستراح به تبادل نظر بپردازیم.۱ همچنین
گفتنی است یکی از نامهایی که به جای سرویسهای بهداشتی استفاده میشد تالار
اندیشه بود!
چه از این خاطرهی گزارشمانند خوشتان آمده باشد و یا
نیامده باشد به هر حل این مساله یک واقعیت است (برخی میگویند واقعیت تلخی است،
ولی خوب من شخصا آنرا نچشیدهام) البته برخی افراد دلسوز فرهنگ دوست سعی میکردند
با نوشتن شعارهای آگاهی بخش در نقاط مختلف، افراد را از شعار نویسی و یا انجام
گفتگو بر دیوارهای توالت به دور دارند. مثلا شعارهایی نظیر: آیا میدانستید افرادیکه
هنگام ...دن فکر میکنند در موقع فکر کردن میر...نند؟ که البته این تلاشها نه
برای اصلاح محیط گفتمان جامعه، بلکه برای کاهش زمان انتظار دانشجویان بینوا در صف
مستراح بود.
پینوشت:
۱. در قدیم برخی اینگونه شکرگذاری میکردند که خدا را شکر
که اسب روی کمرش شاخ ندارد و یا پشت سرمان شاخ نداریم (والا چگونه سرمان را روی
بالشت میگذاشتیم) یا شتر بال ندارد ( والا اگر ناگهان از آسمان به زمین میافتاد
خانه خراب میشدیم). اما امروز که ما شکوفا شدهایم و عصر جدیدی است پس باید نوع
حرف زدنمان نیز مدرن شود.
پرسش آبان:
آیا پدیده شعار نویسی بر دیوار توالتها در سرویسهای
بهداشتی زنانه نیز وجود دارد؟ یکبار که در بین راه و در حالت کاملا خواب آلودگی
به نحو فاجعه انگیزی وارد توالت خانمها شده بودم تمیزی دیوارها خیلی توجهم را
گرفت. (یادش به خیر، هنوز نگاه خانومهایی که بیرون در صف ایستاده بودند را به یک
پسر بی شرم و حیا به خاطر میآورم!)
و در انتها:
در مطلبی که یک خانم معلم در
وبلاگش نوشته بود دیدم که ایشان به روش نوآورانهای (عجب سالی شود امسال)
از این پتانسیل اجتماعی برای ایجاد تعادل روانی در بین دانشآموزانش
استفاده کرده است. برای خواندن آن مطلب اینجا را کلید کنید.