تبليغاتX
یک
در حالیکه پک عمیقی به سیگار می زنم می گویم:
- بچه ها جدا سیگار چیز خوبی نیست, زیاد نکشید
اما نمی دانم چرا از خنده ریسه رفتند
گفتم: ولی بچه ها جدی می گم...
اما فحشهای آبدارشان نگذاشت حرفم تمام شود
و من باز نفهمیدم که چرا به من خندیدند,
همانطور که هیچوقت نفهمیدم چرا سهراب ندانست که چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست.

پی نوشت:
یه نفر به یه نفر دیگه گفت: رطب خورده کی منع رطب کند, ولی اینو هم باز من نفهمیدم!

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/01/25ساعت 22:11 توسط محمد تقی |
Share داغ کن

سالی گذشت و سالی آمد, سرمایی رفت و بهاری آمد و یک سال دیگر به خاطراتمان پیوست. خاطراتی از پیروزی‌ها و شکستها و شادی‌ها و رنج‌ها.آنقدر صندوق ایمیل و صفحه فیس بوک و حافظه موبایل‌ها پر است از پیام‌های شادباش شاعرانه و ادیبانه که تکرار آن تکرارها در اینجا یحتمل باعث ملال خاطر مبارک خوانندگان خواهد شد. فقط کاش در این همهمه شادی و سرخوشی دردمندان و زخم دیدگان و شقایق‌ها را فراموش نکنیم. البته  در یاد نگاه داشتن درد دیگران  به معنی غمگین بودن نیست چرا که فقط انسان‌های شاد و امیدوار هستند که می‌توانند مرهمی بر دل رنج دیدگان باشند و درهای پیروزی و امید را به روی دیگر انسان‌ها باز کنند.

دوست دارم در این جشن سبز طبیعت این شعر بسیار زیبا و پر مفهوم که از سروده‌های انسانی بزرگ منش است به نام مجتبا کاشانی (سالک) را به شما تقدیم کنم. کاش خط به خط این شعر می‌شد منشور زندگی انسان‌ها. آن وقت دیگر در اخبار نمی‌خواندیم که در فلان گوشه دنیا کسی فقط به خاطر حرف زدن از نیازهایش به خاک و خون کشیده شده است: (لطفن پی نوشتها را فقط پس از پایان مطلب بخوانید)

عشق را وارد كلام كنيم

تا به هر عابري سلام كنيم


و به هر چهره‌ای تبسم داشت

ما به آن چهره احترام كنيم۱


هركجا اهل مهر پيدا شد

ما در اطرافش ازدحام كنیم۲


چشم ما چون به سرو سبز افتاد

بهر تعظیم او قيام كنيم


گل و زنبور، دست به دست دهند

تا كه شهد جهان به كام كنيم


اين عجايب مدام در کارند

تا كه ما شادي مُدام كنيم


شُهره زنبور گشته است به نيش

ما از و رفع اتهام كنيم۳


علفي هرزه نيست در عالم

ما ندانيم و هرزه نام كنيم


زندگي در سلام و پاسخ اوست

عمر را صرف اين پيام كنيم


«سالكا» اين مجال اندك را

نكند صرف انتقام كنيم


در عمل بايد عشق ورزيدن

گفتگو را بيا تمام كنيم


عابري شايد عاشقي باشد

پس به هر عابري سلام كنيم.

دفعه بعدی که در تنش‌های جاری در جامعه  دلمان از کینه نسبت به دوستی یا هم وطنی پر شد  کاش یادمان بیاید که او شاید همان عابر عاشقی باشد که شاعر گفت.

امیدوارم که سال جدید را به جای مرور بر دلخوری‌ها و کدورت‌هایی که از اطرافیان به دلمان مانده بتوانیم صرف این پیام کنیم که: زندگی در سلام و پاسخ اوست...

پی نوشتهای غیر شاعرانه:

با توجه به اینکه ممکن است این شعر باعث سو استفاده عناصر معلوم‌الحال شود لذا لازم است که در راستای بومی سازی پی نوشتهایی غیر مرتبط بر آن بنگاریم:

1- اگر به چهره‌ی شخص غیر هم‌جنس احترام کردید مسئولیت و عواقبش به عهده خودتان است.

2- با توجه به شرایط سیاسی در تفسیر این بند دقت کنید. فردا به بهانه این بیت نروید ازدحام و اغتشاش کنید بعد بیندازید گردن ما, علی‌الحساب اطراف ایشان بیشتر از ۳ نفر ازدحام نکنند.

3- البته اگر اجازه بدهید مراحل قانونی و تشکیل پرونده طی شود بهتر است.

مطالب مرتبط:

این هم مطالبی طنز و جدی از سال‌های گذشته و برای عوض شدن فضا:

۱۳۰- گرمای نیمروز و آفتاب تموز، لحظه‌ی تحویل سال و آداب نوروز

107- نوروز نامه کوچه ۳۷

+ نوشته شده در دوشنبه 1390/01/01ساعت 15:34 توسط محمد تقی |
Share داغ کن
 
Bookmark and Share